تبليغاتX
soofee.blogfa.com

soofee.blogfa.com

به جهان خرم ازآنم که جهان خرم ازاوست×عاشم بر همه عالم که همه عالم ازاوست

فال نیک

درود بر همه دوستان

عزیزان می دانید که امسال روز ۸/۸/۸۸مقارن با میلاد باسعادت امام هشتم

حضرت علی بن موسی الرضا (ع) یعنی موسس سلسله رضویه صوفیه در ایران است

به یمن این تقارن زیبا امیدواریم امسال سال آسایش و آزادی برای همه فقرای عزیز باشد

+ نوشته شده در  جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 15:32  توسط صوفی   | 

ساقیا آمدن عید مبارک بادت

وان مواعید که دادی نرود از یادت

با سلام و تبریک سال نو خدمت همه فقرای عزیز  امیدواریم سال نو سال سلامتی و سربلندی بیش از پیش برای شما در زیر سایه مولای عزیز باشد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 23:51  توسط صوفی   | 

تکذیب دستگيری دراويش گنابادي در کرج

دادستان عمومي و انقلاب کرج برخي اخبار مبني بر دستگيري دراويش گنابادي در کرج را تکذيب کرد و گفت: هيچ يک از افراد دراويش گنابادي در اين شهرستان دستگير نشده اند.   

قاضي علي فرهادي روز يکشنبه در گفت و گو با ايرنا تصريح کرد: هيچ يک از افراد اين فرقه، در کرج تحرکي نداشته اند و بازداشتي نيز دراين زمينه صورت نگرفته است.

وي در عين حال از باز بودن پرونده دراويش گنابادي در سال 1386 به دليل اهانت به برخي نهادهاي انقلابي در سايت "مجذوب" خبر داد و گفت: اين پرونده در مرحله بررسي است .
دادستان عمومي و انقلاب کرج اظهار داشت: آنها عذرخواهي کرده و گفته اند اشتباهاتي صورت گرفته است و نظارتي بر برخي اعضاي خود ندارند.

وي اضافه کرد: ليکن، اينکه چه کسي اين مطالب اهانت آميز را در سايت قرار داده و چرا اهانت کرده اند، در حال پيگيري است که پس از اتمام بررسي ها، دادسرا کيفرخواست را ارايه خواهد کرد تا پرونده در مسير دادرسي قرار گيرد.
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 21:0  توسط صوفی   | 

نامه آقای کروبی به وزیر اطلاعات در مورد بدرفتاری با درویشان

مهدي کروبي در نامه يي به وزير اطلاعات مطرح کرد

انتقاد از برخورد با دراويش گنابادي

با تشكر فراوان از مردانگي آقاي مهدي كروبي كه حق مطلب را ادا نمود و از مافياي ديني نترسيد

گروه سياسي؛
دبيرکل حزب اعتماد ملي در نامه يي به محسني اژه يي نسبت به تخريب حسينيه دراويش گنابادي انتقاد کرد.

اين نامه پس از آن نوشته شد که تعدادي از دراويش گنابادي که تحت الحفظ به دادسراي انقلاب اعزام شده بودند به دليل نقص تحقيقات مقدماتي بار ديگر در اختيار وزارت اطلاعات قرار گرفتند. البته اتهام ذکرشده براي دراويش گنابادي تبليغ عليه نظام، اخلال در نظم عمومي، تمرد از دستور پليس و تجمع غيرقانوني عنوان شده است و همين برخورد با دراويش گنابادي موجب شد مهدي کروبي در نامه يي به وزير اطلاعات در مقام يک شهروند جمهوري اسلامي نسبت به اين رويه اعتراض کند.

در اين نامه آمده است؛ با سلام و تقدير از تلاش پيوسته جنابعالي و همکاران تان در تامين امنيت همه شهروندان جمهوري اسلامي ايران فارغ از هر عقيده، آيين و گرايش و با آرزوي توفيق هر چه بيشتر؛ در نظامي که مبتني بر نظريه ولايت فقيه و مذهب حقه شيعه و برآمده از رهبري مرجع، حکيم و دورانديش که با پشتيباني قاطبه مردم ايران از اقشار مختلف جامعه، انقلابي عاشورايي را به ثمر رساند متاسفانه طبق اخبار واصله از جمعي از هم ميهنان و شهروندان جمهوري اسلامي که پيرو مذهب اهل بيت هم هستند با وجود سير و سلوک متفاوت در اظهار تشيع خويش همواره در بيان رهبران شان خود را مومن و معتقد به نظام جمهوري اسلامي اعلام نموده اند.

حسينيه گروهي از دراويش گنابادي در شهر اصفهان مورد تعرض قرار گرفته و تخريب و ويران شده است. اين حادثه بي سابقه نيست و همان گونه که همکاران جنابعالي به ياد دارند در سال هاي اخير چند بار تکرار شده و من نيز فارغ از ديدگاه هاي سياسي، شخصي، موقعيت حزبي و جناحي در مقام يک شهروند جمهوري اسلامي - که مدت طولاني و حساس در بخش هاي مختلف اجرايي، تقنيني و نهادهاي انقلابي کشور خدمت کردم - متذکر پاره يي از اين برخوردها به جنابعالي و همکاران تان شده ام و اکنون پس از آن احساس مي کنم اين سلسله برخوردها در آستانه تبديل به يک رويه است. لذا لازم ديدم به صورتي عام تر و ان شاءالله موثرتر بار ديگر نکاتي را با شما در ميان بگذارم.

1- جمهوري اسلامي ايران نظامي مذهبي بر پايه مذهب رسمي شيعه جعفري اثني عشري و برآمده از انقلابي اعتقادي به رهبري روحانيت و مرجعيت است؛ اما از آغاز، مرزبندي روشن خود را با حکومت هاي فرقه يي تعيين کرده و تعهد خود به حفظ حقوق همه انسان ها فارغ از مذهب و مرام را اعلام داشته است.

بدين معنا گرچه اساس اين جمهوري بر اساس اسلام و تشيع بنا شده و رهبري آن برعهده مجتهد و فقيه نهاده شده و طبيعي است که آن فقيه يا مجتهد تنها رهبر پيروان و علاقه مندان خود نيست و اين جمهوري تنها از آن افرادي با مذهب و مرام خاص نمي باشد. همه شهروندان ايران تا زماني که اعتقاد يا التزام عملي به قانون اساسي و قوانين موضوعه مصوب مجلس را رعايت کنند از همه حقوق انساني خود بهره مندند و نهادهاي نظام همچون وزارت اطلاعات، قوه قضائيه و مسوولان انتظامي بايد از حقوق آنان دفاع کنند. از اين منظر يک شيعه اهل ولايت به اندازه تک تک برادران و خواهران اهل سنت شهروند جمهوري اسلامي است و در اين باره سخنان حکيمانه بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران را در قبل و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي فراموش نکرده ايم.

2- اکنون ما در 30 سالگي انقلاب بزرگ اسلامي هستيم اما گذر زمان نبايد باعث شود فراموش کنيم که شعار انقلاب و وعده ما به مردم «استقلال»، «آزادي» و «جمهوري اسلامي» بود. حضرت امام(ره) در پاريس فرمودند؛ «حتي مارکسيست ها هم اگر توطئه نکنند آزادند.» شما مي دانيد که مارکسيست ها منکر خدا و اسلام هستند اما طبق وعده امام راحل و طبق اصول قانون اساسي اسلامي آزاد و حقوق شهروندي شان محفوظ است چه رسد به جريانات معتقد به مذهب و اسلام. متاسفانه برخلاف آنچه اسلام و قانون اجازه داده است، دراويش هم که گروهي مسلمان و شيعه هستند به بهانه هاي مختلف که نشات گرفته از تنگ نظري و برخوردهاي سليقه يي است در مقاطع و مکان هاي خاص تحت فشار و محدوديت هاي پي در پي قرار مي گيرند. توطئه کردن هم چيزي نيست که بتوان به سادگي به هر شخص و گروهي نسبت داد و با آنها برخورد کرد. اثبات توطئه از نظر قانوني راه هاي زيادي دارد و بايد علاوه بر نظرات کارشناسان امنيتي، دلايل و مدارک کافي، روشن و قابل قبول کارشناسان حقوقي هم ارائه شود. طبق نص صريح ماده 124 قانون آيين دادرسي «قاضي نبايد کسي را احضار يا جلب کند مگر اينکه دلايل کافي براي احضار يا جلب موجود باشد». توجه فرماييد که قانون تاکيد دارد که دلايل بايد کافي باشد و در مرحله اول بايد دلايل و مدارک جرم فراهم شود سپس افراد بازداشت و محاکمه شوند نه اينکه افرادي را بدون رعايت دقيق موازين قانوني بازداشت کرده و در شرايطي بخواهيم از طريق بازجويي هاي مختلف از آنها اعتراف به جرم بگيريم.

3- ديدگاه هاي حضرت آيت الله خامنه يي در مقام رهبري نظام جمهوري اسلامي را هم فراموش نکنيم که همواره بر تفکيک مواضع عقيدتي و حقوق شهروندي افراد تاکيد مي کنند و حتي آنجا که از نسبت خودي و غيرخودي در نظام اسلامي سخن مي گويند بر وظيفه حکومت اسلامي نسبت به همه شهروندان تاکيد مي کنند. بر اين اساس صرف اعتقادات و برداشت هاي مختلف از برخي فرق مذهب نمي تواند مستند برخورد با آنان قرار گيرد حتي اگر اين سلوک، رفتار اکثريت پيروان مذهب شيعه نباشد و مثلاً ما و شما در اين زمينه با آنها اختلاف جدي داشته باشيم.

4- اما از سوي ديگر ممکن است همکاران شما معتقد باشند در پوشش اين آيين و سلوک اعمالي خلاف امنيت يا قانون در کشور صورت مي گيرد. اعمال مجرمانه در قانون ايران تعاريف مشخص دارد و مجازات هاي آن نيز روشن است. در هيچ قانوني نيامده که به فرض وقوع قانون شکني از اين دست پيش از صدور هرگونه کيفرخواست يا تشکيل هر نوع دادگاهي اقداماتي نظير آنچه در اصفهان اتفاق افتاده دست زد. پيامبر گرامي اسلام هم که سفير شارع مقدس بود در تخريب مسجد ضرار با ادله و بيان روشن با مردم عصر خويش سخن گفت و با حجت بالغه در اين باره عمل کرد. اينک آيا دليل عادلانه يي براي اين اقدام وجود دارد؟ چنانچه دلايلي هم باشد آيا کافي است که به هر جمع و دسته يي براي چنين کاري اجازه دهيم ؟ اگر چنين است چرا به جاي تخريب اين بناي مذهبي و شيعي براي اثبات ادعاهاي مطروحه عليه آن در محاکم صالحه اقامه دعوا نشده است؟

5- در طول سه سال اخير حسينيه هايي در قم، کرج، اصفهان، بروجرد و... مورد تعرض و تخريب قرار گرفته است. در کدامين محکمه صالح محاکمه يي صورت گرفته و چنين حکمي صادر شده است ؟ مگر مي توان بدون رعايت تشريفات قانوني در کشور دست به هر کاري زد؟ اين کارها بر اساس کدام مجوز شرعي و قانوني انجام پذيرفته است؟ سه سال پيش که در قم اتفاق مشابهي رخ داد، کوشيدند که نشان دهند مکان حسينيه وقفي بوده و به درخواست اوقاف آنجا را خراب کرده اند در حالي که واقف حي و زنده است و آنجا را وقف صوفيان کرده بود. شما مي دانيد که از نظر تمام فقهاي اسلام تغيير در وقف يا تصرف در آن - حتي براي تبديل به مسجد و حسينيه - حتي تصرف در موقوفات زرتشتيان بدون اذن متولي آن به هيچوجه جايز نيست و کسي که ساختمان آن را خراب کرده واجب است که بايد آن را به حالت اوليه اش برگرداند. در حالي که برخي از اين حسينيه وقف بوده و واقف دقيقاً موارد استفاده از آن را مشخص کرده است. علاوه بر اين، چنين تخريب شرعاً جايز نيست و کسي نمي تواند مجوز آن را بدهد. برادر گرامي؛ فرض محال، محال نيست و اين فرض وجود دارد که در برخورد با دراويش طريقت گنابادي بيش از آنکه اصول و مصالح نظام جمهوري اسلامي در نظر گرفته شده باشد عقايد و باورهاي طرفين اختلاف ايفاي نقش کرده باشند و عقيده بر قانون فائق آمده باشد. ما اگر در نظام غيراسلامي زندگي مي کرديم اين غليان عواطف در بهترين حالت «غيرت فرقه يي» درک مي شد و اگرچه حتي در چنين نظام هايي براي عمل مومنين نياز به اجازه مجتهد جامع الشرايط بود اما مي توانستيم درک کنيم که چرا چنين اتفاقاتي رخ داده است.

اما در نظامي که قانون آن بر مبناي اسلام بنا شده و فقه پايه قانون است و زير نظر ولي فقيه اداره مي شود و روحانيت در رأس نهاد هاي قضايي و امنيتي آن قرار دارد آيا نمي توان به ديده ترديد در انگيزه مسببان اين حوادث نگريست و آن را ادامه دست هاي نهان براي اختلاف اين بار نه فقط در ميان شيعه و سني که ميان دو گرايش از تشيع بدانيم؟ اگر چه امروز کشور ما با رهبري فرزانه و نيرومند، مردمي مصمم و بالغ و نيروهاي مسلحي مقتدر در منطقه از ثبات برخوردار است ولي چه داعيه داريم که براي خودمان حادثه آفريني کنيم؟ و چه بسا بر حسب تجارب مکرر از اين قبيل اقدامات نتيجه معکوس بگيريم. اين چه دور انديشي، تدبير و حکمتي است که نتيجه و ثمر آن به نفع دشمنان قسم خورده جمهوري اسلامي تمام مي شود.

به راستي مشکلات اقتصادي، سياسي، فرهنگي، اجتماعي و... ما حل شده و فقط اين حسينيه ها مشکل هستند؟، در اين وضعيت پيچيده جهاني، مشکلات ما با استکبار جهاني، تحريم ها، ناامني هاي موجود در کشورهاي پيرامون مان، مشکلات داخلي و... آيا صلاح است به جاي اينکه توان خود را براي بهبود شرايط و حل و رفع نيازها و مشکلات مردم و کشور به کار گيريم؛ مسائل جزيي را بزرگ و پيچيده کنيم به گونه يي که عده يي سطحي نگر حرف هاي مخالفين ما را در رسانه هاي بيگانه بپذيرند که اينها خودشان اين حوادث را مي آفرينند تا افکار عمومي کشور از مشکلات و نيازهاي جدي جامعه منحرف شود.

اين چه دستي است که اين کار را مي کند؟ اين دست بيگانه است يا عدم تدبير، يک روز قم، روز ديگر بروجرد و امروز اصفهان، اين چه دورانديشي است؟، از شما خالصانه مي خواهم در صورتي که ادله قانوني براي اعلام جرم عليه متوليان در اين مورد وجود دارد به افکار عمومي اعلام بفرماييد و در صورتي که طبق قانون ميان مجازات اتهامات مفروض عليه ايشان و تخريب حسينيه تناسبي وجود دارد آن را بيان نماييد؛ اما در غير اين صورت و در شرايطي که جرمي از سوي اعضاي اين طريقت وجود نداشته يا به اثبات نرسيده به عنوان کارگزار نظام اسلامي در حفظ امنيت شهروندان هم عواطف جريحه دار شده گروهي از شهروندان در تخريب يک بناي مذهبي را تلطيف نماييم و هم در مقام حافظ امنيت عمومي و مصالح عالي نظام دست هاي پنهاني که قصد دارند نظام اسلامي را به حکومتي فرقه يي تبديل و ماهيت واقعي آن را استحاله کنند شناسايي فرماييد.

قاطعيت و انصاف شما در مقام وزير اطلاعات ضامن امنيت و مصلحت جمهوري اسلامي خواهد بود.

شنبه 10 اسفند 1387


+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 19:35  توسط صوفی   | 

تصوف، مکتب عشق به خدا

سالک از زمانی که پای درراه می گذارد یاد می گیرد که در انجام امور حتی عبادات تنها به ظاهر آن توجه ننماید ؛ بلکه همواره به باطن امور و جنبه معنوی آن توجه دارد و ظاهر عبادات را با توجه به معنای واقعی آن ، به بهترین وجه انجام می دهد .                             صوفی وقتی عبادتی انجام می دهد ، نه از ترس دوزخ ، نه به طمع بهشت و نه برای تظاهر به دینداری است ؛ بلکه او عبادت را از روی عشق به خدا انجام می دهد ؛ چرا که خدایی که صوفی پرستش می کند ، عاشق مخلوقات خود است و عشق ورزیدن به این خدا وظیفه مخلوقات است . این خدا،  خدایی نیست که منتظر فرصت برای انتقام از بندگان خود باشد و یا تشنه عذاب دادن آنان باشد .                                                                                                                                                           اگر در آثار عرفا نامی از شراب و خط وخال واینگونه کلمات به میان آمده ، منظور آنان جنبه ظاهری این کلمات نیست بلکه منظور آنان حالاتی است که برای فهم آن ، از این کلمات بصورت استعاره استفاده نموده اند ؛ وگرنه بسیار کوته فکرانه است که بخواهیم چنان عرفای شامخی همچون مولانا و حافظ و سعدی  که از افتخارات عرفان ایران هستند را در بند ظواهر دنیوی فرض کنیم و از اشعار و کلمات آنان برداشت ظاهری نمائیم .                                     

 

 

در ضمن اصطلاحات صوفیه ، چیزی نیست که برای عوام قابل فهم باشد بلکه آنان اغلب منظور خود را به صورت رمز و راز بیان می کنند تا مبادا گوش نامحرم از آن آگاه شود . واز این جا لب تر اینکه همین سخنان برای شنونده ای که در راه  سیر وسلوک الی الله است چنان قابل فهم است که گویی بدون هیچگونه رمز ورازی بیان شده است ، چراکه :                       سخن کز دل براید                         لاجرم بر دل نشیند

 

این راه رفتنی است و دیدنی ، نه گفتنی و شنیدنی ؛  چنانکه فرموده :                                       گفتگو آئین درویشی نبود                                                 ورنه با تو گفتنی ها داشتیم

 

در ضمن چیز دیگری که بایدبه آن  توجه داشت ، نام فقیر یا درویش است که پیروان این طریقه به خود نسبت میدهند  و منظور از آن اشاره به فقر معنوی در مقابل ذات خداوند است چنانکه قرآن خطاب به مردم می فرماید :" یا ایهاالناس انتم الفقرا الی الله "  و با توجه به این آیه است که می توان فرمایش حضرت رسول را درک کرد که فرمود :" الفقر فخری ".        

واضح است که منظور پیامبر اسلام در این کلام فقر مادی نبوده ، چرا که آنحضرت مقصد خلقت بود و تاج لولاک لا خلقت الافلاک بر سر داشت . آیا توجیه دیگری برای این کلمات جز این که منظور آن تایید طریقه صوفیه باشد وجود دارد .                                                      

              
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 19:49  توسط صوفی   | 

مقابله با درویشان گنابادی در مقابل مجلس شورای اسلامی

هو

121

 

با آل علی هر که در افتاد بر افتاد

 

امروز سوم اسفند ماه 1387یک بار دیگر تعدادی از برادران

ایمانی برای ابراز شکایت خود از ظلم هایی که مدتی است بر آنان روا می شود

خواستند به یک مرجع  کشور مراجعه کنند ولی افراد معلوم الحال که ریشه تمام

جنایات و ظلم هایی که علیه درویشان اعمال می شود در آنان یافت می شود  با

اعمال نفوذ در نیرو ی انتظامی  و دستگاههای امنیتی کشور مانع این عمل  قانونی

این عزیزان شدند .

 

امروز در مقابل مجلس شورای اسلامی که قرار بود خانه ملت باشد  بر طبق گزارشات

حدود 25000نیروی پلیس با امکانات کامل موتوری و تیر بارهای نصب شده بر روی

نقاط مختلف آماده شده بودند تا با عده ای از درویشان که برای رساندن صدای خود به

گوش نمایندگان مجلس قرار بود تجمع مسالمت آمیزی داشته باشند مقابله کنند .

 

نکته قابل توجه اینکه اگر دل افرادی که این دستورات را برای مقابله با درویشان صادر

می کنند برای امنیت و سلامت مملکت می سوخت بهتر این بود چنین نیرو هایی را برای

جلوگیری از ورود مواد مخدر و پخش آن در بین جوانان بکار گیرند نه اینکه با افرادی

مبارزه کنند که ذکر و فکر آنان خدا و پیغمبر و ائمه می باشد .

 

واقعآ که جای سرزنش دارد که در مملکتی که ادعای اسلامی بودن دارد افراد نتوانند در

امور مشروع دینی و مذهبی خود آزادانه رفتار کنند .آیا فرقی میان شما با کمونیست هایی

که از اجرای مراسم مذهبی جلوگیری می کردند وجود دارد؟

آیا دوره ای را در تاریخ کشور سراغ دارید که حکومت دست به تخریب حسینه ها بزند ؟

آیا این است اجرای قانون اساسی جمهوری اسلامی که در آن آزادی عقیده و آزادی بیان

برای همه افراد محترم شمرده شده ؟

جالب تر از همه اینکه این گروههای فشار که باعث سلب آرامش و اذیت درویشان می شوند

ادعا می کنند که اینان از خارج از کشور هدایت می شوند ولی با کمی دقت مشخص می شود

که همین افراد که چنین تهمت هایی رامطرح می کنند با اعمال خود دقیقآ آن کاری را می کنند

که دشمن مملکت خواهان آن است و آن هم ایجاد تفرقه بین مردم و دولت است .

 

امروز نیروی انتظامی با دستور مقامات حدود 850نفر از درویشان را دستگیر کرده و به

کلانتری ها منتقل نمود .

البته  حضرت آقای نورعلی تابنده ( مجذوبعلیشاه )باشنیدن خبر امکان مقابله ماموران با

افرادی که می خواستند طوماری برای ارایه به مجلس شورا اسلامی را امضا کنند ، با

ابراز تشکر از افرادی که در محل تجمع کرده بودند از آنان خواستند برای جلوگیری از

درگیری و ایجاد اغتشاش  محل را ترک کنندو متفرق شوند .

 

در پایان یک بار دیگر به افرادی که باعث چنین برخورهای غیر انسانی و غیر اسلامی

با هموطنان درویش می شوند هشدار می دهم  تا دیر نشده  دست از این کار های زشت خود

بردارند و گرنه اینگونه اعمال نتیجه ای جز نابودی خودشان نخواهد داشت واین موضوع

حتمآ در مراجع ذیصلاح پیگیری خواهد شد تا درس عبرتی برای اغتشاش طلبان پنان شده

در لباس مصلحان باشد .

 

من آنچه شرط بلاغ است با تومی گویم               تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال

 

 

یا علی

+ نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1387ساعت 21:0  توسط صوفی   | 

تخلیه عقده های دیرینه با تخریب محل مجلس درویشان

تصویری از انتقام یزیدیان از دوستان حسین (ع)

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 23:27  توسط صوفی   | 

تخریب محل مجلس فقری در اصفهان

محل انعقاد مجالس دراویش نعمت اللهی گنابادی در شهر اصفهان در جوار مقبره درویش ناصر علی در تخت فولاد اصفهان تخریب گردید.

اداره اطلاعات اصفهان در سحرگاه روز چهارشنبه 30 بهمن ماه 1387 در يك اقدام شبانه در ساعاتي پس از نيمه شب به سالن اجتماعات دراويش نعمت اللهي سلطانعليشاهي گنابادي شبيخون زده و پس از بازداشت سرايدار و تني چند از دراويش گنابادي حاضر در آنجا به نامهاي علی تیموری و محمد حسنپور و حسن مومن و کشاوررز و آرمان چند دستگاه بولدوزر به محل وارد و سالن اجتماعات دراويش را كه در وسعتي در حدود 2000 متر مربع بنا داشت ويران نمود. نيروهاي دولتي مهاجم حدود 180 تن از نیروهای امنیتی، یگان ویژه، اماکن و شهرداری و سران سپاه گزارش ميشود.
مقبره درویش ناصرعلی سالهاست محل انعقاد مجالس دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی ساکن در اصفهان بوده و این مقبره در فهرست آثار ملی ايران به ثبت رسیده و در زمره میراث فرهنگی كشور می باشد .

اداره اطلاعات اصفهان قبلا براي اين اقدام هماهنگيهاي لازم با ساير ادارات بعمل آورده و اين اقدام بصورت هماهنگ صورت پذيرفت بطوريكه همراه با نيروي انتظامي نمايندگان ادارات آب و برق و شهرداري و فرماندار اصفهان نيز هنگام شبيخون اداره اطلاعات با اكيپهاي مجهز در محل حاضر بودند.

سوابق فعاليت اداره اطلاعات اصفهان برا تخريب حسينيه دراويش در تخت فولاد
در پاییز 1379 نيز عده ای از مخالفین تصوف در ارگان های اجرایی و امنیتی تحت عنوان حزب الله قصد داشتند که مقبره درویش ناصر علی در تخت فولاد اصفهان را تخریب نمایند که با اجتماع دراویش در مقبره ،از این عمل ممانعت به عمل آمد ولي در ادامه برخوردها، حسینیه دراویش گنابادی اصفهان پلمپ و شیخ سلسله دكتر مهندس جذبی (ثابتعلی) را مجبور به خروج از موطن خود اصفهان كردند.

در 23 خرداد 1380 اداره اطلاعات اصفهان از طريق شهرداري و با فشار بر كميسيون ماده 100 اقدام به صدور حكم تخريب تكيه دراويش گنابادي در تخت فولاد نمود (حكم تخريب شماره 1160 ك م 6 مورخ 80/3/23 ) . دراويش از زن و مرد و پير و جوان بين بولدوزرهاي شهرداري كه به دستور اداره اطلاعات براي تخريب تكيه دراويش به تخت فولاد آمده بودند حائل شدند و اجتماعاً بر روي زمين دراز كشيدند. مأمورين اطلاعات اصفهان اقدام به ترك محل نموده و تهديد كردند كه تكيه دراويش را با بمب و مواد منفجره ويران خواهيم كرد و به آتش خواهيم كشيد. عده‌اي از دراويش در اين رابطه دستگير و به زندان اطلاعات اعزام شدند.
اعتراض مجدد دراويش اصفهان و درخواست تجديدنظر منجر به رأي ديگري توسط همين كميسيون به تاريخ 80/4/17 مبني بر تأييد رأي قبلي صادره به امر اداره اطلاعات شد. براي مقابله با اين امريه غيرقانوني موضوع از طريق طرح شكايت در ديوان عدالت اداري توسط دراويش دنبال گرديد و شعبه 18 ديوان عدالت اداري به رياست سيد محمود نوري زاده اقدام به صدور رأي مبني بر جلوگيري از تخريب نمود (دادنامه شماره 687 كلاسه پرونده 18-80-858 مورخ 1380/6/28 . شرح مفصل اين موضوع در روزنامه همبستگي تحت عنوان: تخت فولاد اصفهان زير تيغ بولدوزرها، سال دوم شماره 263 شنبه 31 شهريور 1380 آمده است.

اداره اطلاعات اصفهان در روز جمعه 10 آبان ماه 1387، ماموراني را به مصلاي اصفهان اعزام كرد تا در نماز جمعه اصفهان با پخش اعلامیه علیه دراویش گنابادی تخریب مقبره تخت فولاد اصفهان متعلق به دراويش را خواستار شوند. این اعلاميه با تحریک و تشویق امت حزب الله!! به حمله و هجوم به دراویش گنابادی، در سطح وسیعی توزیع و پخش شد.

در همان روز نشريه عبرتها نيز در مقاله مفصلي در يك اقدام هماهنگ در شماره 28 ويژه نامه اصفهان طي مقالاتي مفصل در باب ضرورت برخورد با دراويش مسئله تخريب مقبره تخت فولاد را مطرح نمود و شيوه تخريب نيز همانند تخريب حسینیه شریعت قم در بهمن ماه 1384 مطرح گرديد.

____________ _________ _________ ______
اداره اطلاعات اصفهان سالهاست كه دراويش را تحت فشار قرار داده كه وقايع زير شمه اي از اين وقايع در شهر اصفهان است:
اداره اطلاعات اصفهان حاج علي عبد يزدان شيخ سلسله گنابادي در اصفهان را به كرات به اداره اطلاعات احضار و با نامبرده به شدت بدرفتاري نمود كه در اثر كثرت فشارهاي وارده و خوراندن دارو در زمان بازداشتهاي پياپي نامبرده سكته نمود و در 15 شهريور 1375 درگذشت.
هنگام ساختمان حسينيه دراويش گنابادي (به نام حسينيه رضا) در اصفهان اداره اطلاعات ضمن اعمال فشار حتي اقدام به ربودن پروانه ساخت حسينيه از شهرداري منطقه 7 نمود.
در فروردين 1376 يوسف مرداني شيخ سلسله دراويش گنابادي كه از يزد به سمت اصفهان در حركت بود توسط ماموران اطلاعات ربوده شد و پس از شكنجه فرزندش آنها را روانه تهران مينمايد كه مرداني و فرزندش محمود هر دو در بيمارستان دي تهران بستري مي شوند.
در شهريور 1376 اداره اطلاعات اصفهان يوسف مرداني از اصفهان و شهرضا اخراج مينمايد
در دي 1376 اداره اطلاعات اصفهان مجدداً يوسف مرداني را از اصفهان اخراج ميكند.

در فروردين 1380 (محرم 1422) نيروهاي اطلاعات و انتظامي به محل حسينيه دراويش گنابادي يورش نموده و صفهاي نماز آنها را به هم زدند و نمازگزاران و عزاداران حسيني را دستگير و بازداشت نمودند.

در 31 فروردين 1380 (برابر با 25 محرم) نيروي انتظامي به دستور اداره اطلاعات اقدام به جلب و بازداشت تعداد بسياري از دراويش گنابادي و اعزام آنها به كلانتريها و مقرهاي اطلاعات نمود.

در روز پنجشنبه 6 ارديبهشت 1380 نيروهاي ويژه اطلاعات، انتظامي، اطلاعات نيروي انتظامي، كميته اماكن، يگان ويژه، پليس 110 و پليس ضدشورش با بيش از 50 دستگاه اتومبيل پاترول و مجهز به تيربارهاي سنگين با بستن اتوبان كاوه و مسيرهاي منتهي به حسينيه، به حسينيه دراويش گنابادي (رضا( حمله برده و مراسم عزاداري آنها را برهم زده و بيش از 60 نفر از دراويش را بازداشت كردند.

در 10 ارديبهشت 1380 اداره اطلاعات اصفهان حاج دكتر مهندس سيد عليرضا جذبي از مشايخ دراويش گنابادي را بازداشت و به اتهام برگزاري نماز جماعت و امامت نماز جماعت بدون كسب اجازه از اداره اطلاعات در بند ويژه زنداني نمود.

مأمورين اداره اطلاعات در 12 ارديبهشت 1380 اقدام به تلافي و حمله به منزل دكتر جذبي نموده و ضمن ممنوع الملاقات كردن او كليه مجالس درويشي در اصفهان را تعطيل و خواندن نماز در جلسات دراويش را ممنوع اعلام نمودند.

در 3 شهريور 1380 براي چندمين بار دكتر جذبي به اداره اطلاعات احضار و بازداشت شد.

در 12 مهر 1380 دو نفر مأمور اداره اطلاعات اصفهان به اسامي مستعار حميدي و موسوي به تكيه دراويش در تخت فولاد وارد و اقدام به فحاشي و تهديد نمودند.

در 9 ارديبهشت 1381 مأمورين اطلاعات به منزل دكتر جذبي حمله كرده و نامبرده را كه در دوران نقاهت پس از عمل جراحي چشم بسر مي برد از اصفهان اخراج نمودند.
روز 26 آذر 1385 شخصي به نام سيد از اطلاعات اصفهان طي تماسي تلفني با حسين فرخي از دراويش گنابادي ساكن اصفهان نامبرده را تهديد و احضار نمود و ساعتها تحت ضرب و شتم با چوب باطوم قرار ميگيرد.
همزمان با اقدام فوق شخصي بنام سرافراز از اداره اطلاعات نجف آباد اصفهان دراويش مصدوم و مجروح در واقعه حسينيه شريعت قم را که زنداني شده بودند تلفني احضار و خانواده آنها را تهديد نمود. و مهدي عزيزي از دراويش نجف آباد در تاريخ 26 / 9 / 85 و اسماعيل احساني از دراويش نجف آباد در تاريخ 29 / 9 / 85 و روح الله اکبري از دراويش نجف آباد در تاريخ 29 / 9 / 85 احضار و مورد آزار و اذيت قرار گرفتند.

در 11 تير 1387 منزل رحمت الله جوادی يكي از دراويش چرمهين اصفهان به دليل تشكيل مجالس درويشي در زير تيغ بولدوزرهاي اداره اطلاعات تخریب و با خاك يكسان شد. بلدوزرها خانه اين معلم را پس از اينكه نیروهای انتظامی زن و فرزند او را از خانه بیرون کشیدند در زیر آوار، نابود كردند. در اين ارتباط 28 تن از دراویش احضار و بازداشت شدند. مجید امیری، امامقلی قهرمانی، کمال راکمیار، روزعلی امیری، ابوالقاسم صادقی، الله کرم صادقی، محمد جواد جوادی، یوسف لطفی، مهدی قاسمی، رضا قاسمی، ناصر جوادی، رسول سلیمانی، نگهدار خدابخشی، مهدی رضایی، برزو نعمتی، غلامعلی لطفی برخی از احضارشدگان می باشند

15مردادماه 1387 یوسف امیری از دراویش گنابادی ساکن چرمهین بازداشت و روانه زندان گردید . وی قبلا نیز در هنگام تخریب منزل رحمت الله جوادی توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده بود. رحمت الله جوادي نيز كه منزلش در ماه گذشته توسط نيروهاي امنيتي با بولدوزر خراب شد مجددا توسط نيروهاي اطلاعات بازداشت و روانه زندان گرديد.


+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 0:16  توسط صوفی   | 

Google
<font size="-1"><a href="http://egza.wordpress.com/2008/08/12/egza-add-google-custom-search-box-blog-website-free/"&add google search code