مقصد اعلی و منظور اصلی برای تصوف ،توجه به خدا و بریدن نفس از غیر او و قطع علاقه قلبی از مادیات میباشد . برای سالک الی الله واجب است که خداوند را در تمام زمانها و مکانها حاضر و ناظر به تمام چیز ها بداند و ذره ای را از او خالی نداند .
او در این راه باید کوشش کند تا جایی که به مقامی برسد که این معنا را با بصیرت قلبی مشاهده نماید و فنای همه چیز ،حتی خودش را در برابر خداوند ببیند و هیچ موجودی را غیر از خدا نبیند ؛و این مقامی است که غیر او کسی را در خانه نمی بیند(لیس فی الدار غیره دیار )
این مقام سه مرتبه دارد : اول توحید افعالی که شخص هیچ عملی را در این عالم بجز به قدرت واراده خداوند نبیند و به زبان حال گوید: لا حول ولا قوة الا بالله.
دوم توحید صفاتی و آن است که همه صفات را از خداوند ببیند ؛که اوست مظهر لطف و قهر و زبان حالش این باشد که : لااله الاالله .
سوم اینکه سپس به تدریج بالاتر رود و به مقام توحید ذاتی برسد ، که او در برابر ذات خدا فنا می شود و تمام موجودات را فانی می بیند بجز خدا و می گوید
: لا هو الا هو .
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 19:7  توسط صوفی
|
گفته می شود اولین شخص که در مورد تصوف و اشاعه آن سخن گفته ابو فیض ثوبان بن ابراهیم معروف به ذی النون بود و اولین کسی که در بغداد در این مورد سخن گفت ابو حمزه محمد بن ابراهیم بغدادی بود و اولین کسی که در فنا و مقامات و احوال آن ، ابوسعید خراز بغدادی از شاگردان ذی النون و پس از او شیخ ابوالقاسم جنید بغدادی عقاید تصوف را جمع آوری کرده و به تحریر درآورد ویکی از شاگردان او ، شیخ ابوبکر شبلی به روش وعظ در منبر بیان می نمود.
و حسین بن منصور حلاج که بعضی از شطحیات که از او نقل شد باعث تکفیر اوشد تا اینکه فتوا به قتل او داده شدو در سال 309 هجری در بغداد به دار آویخته شد. به زبان آوردن شطحیات که سالک باید آنرا ترک کند. زیرا مخالف ظواهر شرع می باشد و از آن نهی شده از جمله عرفای کامل مانند عبداله بن علی سراج طوسی درکتاب اللمع و محمد بن حسین السلمی نیشابوری در کتاب الغلطات و غزالی در احیا علوم . از کتب مشهور در مورد تصوف در قرن پنجم هجری ، رساله قشریه تالیف ابی القاسم عبدالکریم بن هوازن قشیری می باشد.
در قرن ششم و هفتم نهضت تصوف و عرفان و شیوع آن در اوج کمال و ترقی بود و بزرگان زیادی از صوفیه ظهور نمودند مانند شیخ بزرگوارمحیی الدین عربی که کتابهای زیادی در عرفان تالیف نمود که مشهورترین آنها فصوص الحکم و فتوحات المکیه و تفسیر قرآن بود. شاگرد وی شیخ صدرالدین قونوی نیز از بزرگان صوفیه بود و کتاب هایی مانند مفتاح غیب و نفحات الالهیه را تالیف نمود.
سپس شیخ فخرالدین عراقی صاحب کتاب لمعات بود. واما مولانا جلال الدین بلخی خراسانی که بزرگترین و معروفترین صوفیه بود که تمام اهل تصوف اسلام به او افتخار می کنند.
و شیخ فریدالدین عطار نیشابوری که مولانا در کودکی با او صحبت داشته .
و از صوفیه مشهور شیعه ، سید نعمت اله کرمانی ماهانی که طریقه نعمت اللهی که به ام السلاسل در شیعه ملقب است، به ایشان منسوب است . تالیفات ایشان را سیصد جلد نقل کرده اند.
صوفیه شیعه بعد از شاه نعمت الله از طریقه و سیره او پیروی کردند و تالیفات آنان غالباً به سبک او میباشد ، از جمله حاج محمد جعفر قراگزلو همدانی ، صاحب کتاب مراحل السالکین و مرات الحق از علماو عرفای بزرگ در قرن قبل بود. و حاج زین العابدین شیروانی که سالهای زیادی را به سیر و سفر گذراند و از کتب او بستان السیاحه وریاض السیاحه و حدائق السیاحه و کشف المعارف میباشد .
حاج ملا سلطان محمد گنابادی ، عالم وعارف مشهورقرن چهاردهم که تفسیر بیان السعاده ،تفسیر کبیر قرآن به زبان عربی متعلق به ایشان است که در آن نکات اسرار احکام به زبان عرفانی بیان شده است. از دیگرمولفات ایشان می توان از سعادتنامه ،ولایتنامه و مجمع السعاده و بشارت المومنین و تنبیه النائمین و توضیح و ایضاح که شرح کلمات قصار منقول از باباطاهر عریان می باشد نام برد .
آن حضرت در 26ربیع الاول سال 1327هجری به شهادت رسید .
از مشهور ترین تالیفات فارسی عرفانی اخیر ، رساله صالحیه تالیف حاج ملا علی نورعلیشاه ،فرزند حاج ملا سلطان محمد و جانشین او میباشد ؛ دراین کتاب دقائق اسرار توحید و عوالم وجود و حقیقت انسان و سلوک الی الله و اسرار احکام شرعی با تطبیق با رموز سلوک و عرفان بیان شده است .
+ نوشته شده در سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 21:50  توسط صوفی
|