وجه تسمیه و ظهور تصوف
دراینجا لازم است جهت آشنایی با موضوع تحقیق ، به بیان بر خی تعاریف اشاره کنیم .
تصوف : برای تصوف تعاریف مختلفی از جانب علما و فلاسفه بیان شده که تمام آنها دلالت بر یک معنا دارد. حقیقت یکی است ولی عبارات مختلف است . تمام آنها اشاره به این دارد که تصوف عبارت است از سیر وسلوک نفس انسانی در طلب حقیقت و رسیدن به آن . به عبارت دیگر ارتباط قلب با خدا و تفویض امور به خداوند .
از جانب فلاسفه اروپا عبارات متفاوتی در تعریف آن گفته شده ؛ از جمله بیان فیلسوف آلمانی "کانت" که معتقد است:" تصوف عبارت است از مشاهده حضرت حق در تمام موجودات که به آن تئوزوفیا اطلاق می شود ."
اما این تعریف درجه بالای تصوف است و هدف تصوف این است که باعث کمال نفس شود تا حدی که به درجه شهود برسد ودر آن مقام بالاتر رفته به شکلی که درتمام عالم چیزی را نبیند مگر آنکه خدا را در آن ، قبل از آن و یا بعد از آن ببیند ؛ بلکه تمام موجودات را بصورت سایه ای از وجود حق تعالی بداند و تمام وجود او به این کلمات مترنم باشد که : لا موجود الا الله و لا هو الا هو .
وجه تسمیه تصوف : برای وجه تسمیه تصوف نیز اقوال زیادی وجود دارد . بعضی گفته اند که از کلمه " صوف " به معنای پشم گرفته شده ؛ چون بعضی از صوفیان در قرون اولیه لباس پشمی را برای تربیت نفس و ریاضت بدن انتخاب کرده بودند ؛ که دلیل عدم علاقه به مادیات بود .زیرا لباس پشمی ارزانترین و پائین ترین درجه لباس بود .
اکثر فیلسوفان غرب و شرق شناسان از جمله" ادوارد براون " انگلیسی که در تایید آن به کلمات" خرقه پوش" و" پشمینه پوش" در فارسی اشاره می کند این بیان را قبول دارند .
جمع دیگری معتقدند که تصوف از کلمه صفا مشتق شده است . همچنین عارف مشهور ایرانی " بابا طاهرعریان " رحمت اله علیه در کلمات قصار عربی خود به این معنا اشاره کرده است.
بعضی دیگراعتقاد دارند که این کلمه از " صفه " به معنای سکٌو مشتق شده ، زیرا این مذهب در ابتدا در بین اصحاب صفه ظاهر شده ، که آنان از یاران حضرت رسول(ص ) بودند . اینان افراد زاهدی بودند که به امور دنیوی علاقه ای نداشته اند و در صفه مسجد زندگی می کردند . این کلمه در اصل صفیا بوده که به خاطر استفاده زیاد این کلمه به صوفی تبدیل شده .
عده ای می گویند که صوفانه نام گیاه کوچکی است از حبوبات که بعلت قناعت بعضی از صوفیان به نباتات بیابان در این دنیا ،کلمه صوفی به آنان اطلاق شده ... .
عارف شیروانی( رحمت الله علیه) در کتاب کشف المعارف می فرماید : " این کلمه از صفو و مصطفی به معنای برگزیده گرفته شده و چون این طایفه بعد از رسول خدا (ص ) و اوصیای او ، برگزیده خلق خداوند هستند به این نام خوانده می شوند ."
بعضی معتقدند این کلمه معرٌب "سوفیست " یونانی به معنای عالم می باشد که به زبان عربی وارد شده است ؛ همانطور که کلمه" فیلسوف" معرٌب کلمه " فیلوزوف " یعنی کسی که علم را دوست دارد و کلمه تصوف نیز شبیه کلمه " تئوزوفی" یعنی کسی که به خدا علم دارد می باشد ؛ وبه نظر نگارنده این بیان به قبول نزدیکتر است .
ظهور تصوف :
در مبدا تصوف نیز اختلاف وجود دارد ، که این مذهب در ابتدا در بین چه قومی ظهور پیدا کرد .
جمعی گفته اند اولین قومی که در آن عقاید تصوف بوجود آمد ،هندیان بودند زیراآنان رغبت زیادی به زهد و ترک دنیا و دوری از مادیات داشتند، مخصوصاً در مذهب بودائیان .
همچنین تصوف ،افراد را به این طریق ارشاد می کند .در اصطلاحات صوفیه و بودائیان نیز مشابهت هایی وجود دارد ، مانند اصطلاح " نیروانا " که به معنای فنا می باشد که مقصد حقیقی در سلوک بودا است و شباهت به اصطلاح عرفای صوفیه در اسلام دارد که عبارتست از " فنا " که چند قسمت را شامل می شود : محو ، طمس ، محق تا فنا در افعال و صفات و ذات .
بعضی دیگر تصوف را ماخوذ از تعالیم پیامبر ایرانی ،زردشت می دانند که دستور به محبت به تمامی موجودات و احسان به آنان می داد ، چون تمام آنان به یزدان منسوب هستند و مخلوق اویند و محبت به خدا مستلزم محبت به مخلوقات او میباشد و پایه تصوف نیز محبت است و بقیه امور تابع آن یا از اثرات آن میباشد . جمعی معتقدند از فلسفه اشراق که به افلاطون منسوب است استفاده شده چرا که افلاطون گفته راه رسیدن به عوامل مجرد و معرفت حق ، عشق و اشراق است که بزرگان صوفیه از آن به جذ به تعبیر می کنند چنانکه گفته شده جذبه ای از جذبات حق از شصت سال عبادت بهتر است .
شرق شناس آلمانی بنام فن کرومر گفته : قسمت تحقیق و بحث از تصوف ماخوذ از فلسفه یونان و قسمت اشراق و مکاشفه آن ماخوذ از مذاهب هندی مخصوصاً فلسفه دانتا می باشد.
و اما طی تحقیق در نیافتم که مبدا صحیح زمانی یا مکانی ظهور دین و فلسفه چیست چون این دو ملازم ظهورانسان هستند زیرا نسان فطرتاً نسبت به خالق خود خضوع و خشوع دارد و میل به تفکر در چگونگی بوجود آمدن عالم وسایر موجودات دارد. همچنین روح تصوف ملازم فطری روح انسان و طبیعت است . تصوف نزد ما حقیقت دین است زیرا روح کمال طلبی وپیشرفت و تکمیل نفس به قصد تقرب به خالق را بوجود می آورد. بشر حتی در اقوام وحشی و قبل از تاریخ نیز دارای قوانین دینی بوده ولی مذهب توحیدی مخصوص به عده ای از قبایل خاص بوده مانند تمام زمانها.
